

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
قیس پس از جنگ بیحاصل نوفل با قبیلۀ لیلی با هدف کمک به او و رساندنش به وصال لیلی، بار دیگر سر به بیابان می نهد. در بیابان با صیادی برخورد می کند که چند بره آهو را اسیر کرده است. آن موجودات زیبا را که چشم سیاهشان او را به یاد چشمان لیلی می اندازد به بهای اسب خود آزاد می کند. فردای آن روز گوزنی را در بند می بیند و او را هم از صیاد می خرد و آزاد می کند. روز دیگر کلاغی را می بیند. با او همسخن می شود و از او می خواهد که پیامش را به گوش لیلی برساند. سرانجام در آرزوی دیدار لیلی به سوی قبیلۀ او روان می شود. اما... از او نشانی نمی یابد! آه از نهادش برمی آید: لیلی من کجاست که هیچ نشانی از او نمی بینم!؟
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





