

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چند روز پس از آن که پیرمرد نورانی نامۀ لیلی را برای قیس می برد، سلیم دایی قیس به سراغش می رود. او از جمله کسانی است که قیس را بسیار دوست دارد و پیوسته به سراغ او می رود و برایش غذا و لباس می برد و جویای حالش می شود. این بار که سلیم به دیدن قیس می رود برای او از مادرش می گوید که پیر و شکسته شده و سخت مشتاق دیدار فرزند است. و با قیس که او هم دلتنگ مادر است قرار می گذارد که فردا مادرش را به دیدنش ببرد. مادر قیس در این دیدار بسیار می کوشد تا قیس را به ترک بیابان و زیستن در کنار مادر دلشکسته برانگیزد. اما تلاش او هم بی حاصل است...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





