

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در این اپیزود از پادکست آنالوگ میخواهیم وارد قصه ی عجیب و معمایی بشیم که نمود بسیاری در ادبیات و سینما هم داشته. در یکی از روزهای بهاری سال 1828، شهر نورنبرگ، در استان باواریای آلمان، شاهد ورود فردی بود که زندگی روزمرهی ساکنانش را به هم زد. پسری نوجوان با صورتی بسیار رنگ پریده، چشمانی حساس به نور، و لباس هایی کهنه و قدیمی، قدم به شهر گذاشت. رفتارش از ظاهرش هم عجیب تر بود. راه رفتنش به راه رفتن کودکان نوپا شباهت داشت و از همه مهمتر، جز سه عبارت «اسب»، «میخواهم مثل پدرم سوارکار شوم» و «نمیدانم» لغت دیگری نمیدانست. نام این پسر کاسپار هاوزِر (Kaspar Hauser) بود. غریبه ای اهل ناکجاآباد که هویتاش بعد از دو قرن هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد. برای شنیدن قصهی عجیب و رازآلود کاسپار، این اپیزود از پادکست آنالوگ را گوش کنید... کاسپار هاوزر در ادبیات، سینما و تئاتر عوامل تولید: نویسنده و کارگردان: محمد وحیدی راوی: نعیمه کرابی تدوین: نعیمه کرابی گرافیک: علیرضا مهاجری تهیه کننده: یاسر نظیفی گیلوان صداها و قطعات موسیقی به کار رفته: Passacaglia (Allegro moderato)) - Shutter Island – Antonio Wit قسمتهای قبلی آنالوگ را هم بشنوید: دردسر سردرد! دانشمندان سرآشپز من رویایی دارم! داستان تنتنهای مونث کشف رازهای سر به مهر زمین خونآشام و بتمنهای ایرانی گوتنبرگ گیاهی من گریه میکنم پس هستم ! آیا هوش مصنوعی خواب گوسفند برقی می بیند؟
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





