پادگرد
کاور نیما یوشیج | بازگردان تن سرگشته
نیما یوشیج

نیما یوشیج | بازگردان تن سرگشته

۲۸ بهمن ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: بازگردان تن سرگشته ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز _________ دور از شهر و دیار خود شدم با تیرگان هم‌خانه، آه از این بدانگیزی! داغ حسرت می‌گذارد باقی عمر مرا هر دم! من ز راه خود به در بودستم آیا؟ فاش کردم رازهایی را یا نگفتم آن‌چه کان شاید... شمعی آیا بر سرِ بالین‌شان روشن شد از دستم؟ زیرکلهٔ سرد شب در راه لکهٔ خونی به کس دادم نشانی؟ سخت می‌ترسم که این خاموش فرتوت سقف بشکافد بر سرِ من! خاکدان هم‌چون دل عفریت مرده گنده دارد تن در برِ من! هر زمان اندیشم از من در جهان چیزی نمانَد غیر آهی هم به هم‌چند سری مو، راه جستن در بساطِ خشک خارستان نیابم نقشهٔ راهی. ای رفیق روزِ رنج بینوایی! از کدامین راه بر سوی فضای تیرگان این راه را دادی درازی؟ ازهمان ره رو به گل‌گشت دیاران بازگردان این تن سرگشته‌ات را و «سناور*» که طلای زرد را مانَد به هنگامِ گلِ خود بگسلد از خنده‌هایش بر مزار تو گلوبند. ▨ نیما یوشیج شهریور ماه ۱۳۲۱ ـــــــــــ پی‌نوشت: به گویش مازندرانی به صنوبر، سناور می گویند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.