پادگرد
کاور نیما یوشیج | با غروبش
نیما یوشیج

نیما یوشیج | با غروبش

۲ مرداد ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: با غروبش ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ لرزش آورد وخود گرفت و برفت روزِ پادرنشیبِ دست‌به‌کار درسرکوه‌های زرد و کبود همچنان کاروانِ سنگین‌بار. هر چه با خود به باد ِغارت برد خنده‌ها، قیل وقال‌ها در ده برد این جمله را وز او همه‌جا شد غمین و خموش و دزد زده. دیدم زدست‌کِاراوکه نماند در تهیگاه کوه و مانده‌ی دشت هیکلی جز به ره شتاب که داشت جویی آرام آمده سوی گشت. یک نهان ماند لیک و روزندید با غروبش که هرچه کرد غروب وآن نهان بود، داستان دو دل که نیامد به دست او منکوب. پس از آنی که رخت برد به در زین سرای فسوس هیکل روز باز آنجا به زیرآن دو درخت آن دو دل‌داده، آمدند به سوز. ▨ نیما یوشیج فروردین ماه ۱۳۲۳ Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.