

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: مردگان موت ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ مردگان موت، با هم بزم برپا کرده میخندند زنده پندارند خودشان را استخوانها میدرخشد هر کجا پهلو به پهلو روی دندانها دنده بر هر دنده بگرفتهست پیشی چشم رفته، کاسهی سر کرده جای چشمها خالی. چند دیوار شکسته مردگان موت میخندند، آنها راست حالی. میکشد انگشت بیجانشان در جهان زندگان هر دم خیالی بوی میآید هیس هیس از آنجا خاسته یک مرده به پا به سرودی که سرود است سرد و نفرتزای برکردهست آوا. مردهای برخاسته نام دیگر مردهی مشهور میدارد. مردهای یک زنده را با چشمهای باز از ره در دور میدارد. پنجرهام را ببند ای زن! شیشهها را گِل فروکش! منظر این جنب و جوش موت را در پیش چشم من به هم زن! من نمیخواهم کسم بیند، یا ببینم کس. در تمنای نگاه بیسوالم و ردیف رنجهای بیشمار من، دردهای استخوانم بس. مردگان موت با هم شاد میخندد با عصیر غارت خود در جهان زندگانی میکنند آیا جدا، از زندگی زندگان، یک زندگانی نهانی؟ در فتیله روغنی نیست. سقف دارد میشکافد. هست با هر مردهای، خشخش هیس! تکان از جا مبادا! پنجرهام را به زیر گل فروکش! ▨ نیما یوشیج هشتم آذر ماه ۱۳۲۳ Hosted on SHENOTO
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





