پادگرد
کاور راز خلقت انسان
نقاشی خیال با شعر

راز خلقت انسان

۳۰ مرداد ۱۳۹۹ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

روز صفر آفرینش است و جز او هیچ نیست ناگهان صدای غرشی عظیم و جز دود نیست دودها گاز و گازها تبدیل به گرد و غبار می‌شوند غبارها سرد و سخت آبستن کهکشانها می‌شوند نیروی بکش و مکشی و ستاره‌ها‌ شکل میگیرند سیاره‌ها متولد شده و از ستاره‌ها نور میگیرند رعد و برق‌های سهمگین و آب جاری می‌شود زمین از آب پر شده و سطحش لبریز می‌شود کوهها از زمین برخاسته آب را پراکنده میکنند آب­های رها شده زمینهای پست را مرداب میکنند با جرقه‌ حیات از لجن زمین دوباره زنده می‌شود طبیعت با جانوران ریز و درشت وحشی می‌شود اما دریغا که شکوه طبیعت بر کسی معلوم نیست هیچ موجودی از عظمتش انگشت به حیرت نیست سفره‌ای رنگین پهن و حیف مهمانی بر سفره نیست پر کردن جای خالیش جز با یک دوپای متفکر نیست باز مگو که اشتباه است و آدم لایق این مقام نیست آخر جز او درک این هیبت در توان هیچ کس نیست گر انسان بداند که به چه مقامی من او را نشانده‌‌ام جامه‌ها را همه بدرد و زاری کند که من سرافکنده‌ام لیک دایم مشغول بازی است و حواسش جمع نیست نمیداند همه چیز بازی است و هیچ چیز اصل نیست آنچه که اصل است این فصل است که او نایب است افسوس که در خواب ناز است از مقامش بیخبر است روزیکه بفهمد دگر دیر است و مجال تکرار نیست این راز جز بر آنان که خود خواستند آشکار نیست من غلام اویم و جز نهیب کشیدن بر گردنم نیست ز باز گفتن این سخنان نیز مرا از کسی باکی نیست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.