پادگرد
کاور مرگ
نقاشی خیال با شعر

مرگ

۱۰ مهر ۱۳۹۹ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سالک راهی را پرسیدند شیخ دانی که مرگ چیست گفت مرگ یعنی جانت را مثل آب دگر رنگ نیست امروزت مثل دیروز است و فردایت پی امروز نیست گاهشمار زمانت دگر بر محور گردش چیزی نیست روزت در شبت ریخته و مرز بینشان پدیدار نیست حیاتت گرچه قا‌ئم‌ است دم و بازدمی درکار نیست رخت‌های جانت پوسیده و دگر قابل تعمیر نیست روانت گرچه لخت نیست پوشش اما رخت نیست افکارت به رنگ اوهامی است اما این خواب نیست همه چیز را بینی اما بیناییت جز در استنتاج نیست عذاب و لذتت جز در فاصله‌ات با مرکز انوار نیست هرچه داشته‌ای خورده‌ای و انباشته‌ای در کار نیست حل معادلات هر چند مجهولی دگر برایت سخت نیست علم و دانش و هنر همه جز مغلطه‌ای‌ در پنداشت نیست تار و پود وجودت دگر با هیچ کس در اشتراک نیست سنجش هر آنچه کنی را دگر با خط‌کش اختیار نیست فرصت حلاجی بسیار اما دگر فرصت استغفار نیست بزرگ‌ترین رنج و ناخوشیت جز در کشیدن آه‌ نیست در باب آنچه گفته‌ بودی یا کرده‌ای امکان انکار نیست تنها آرزو و خواهشت جز در رحمت پروردگار نیست به هوش باش که هیچ کس را از مرگ گریزی نیست خسران اغفال از آن هم بر گردن این و آن غلام نیست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.