پادگرد
کاور زری
نقاشی خیال با شعر

زری

۲ آبان ۱۴۰۲ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دست‌هایت را میبینم طرح و نقشه‌ات را هم میدانم اما باز من بی‌تابم مثل یک بید من لرزانم سایه‌ات را می‌شناسم طلوعت را بارها و بارها دیده‌ام در غروبت، من جای تو ستاره روی هم چیده‌ام من اینگونه ظلمت را برچیده‌ام با آنکه زندگی را از تو میدانم داستان بودت را دایم در سر پرورانده‌ام ‌ ‌ اما این‌بار از تو می‌خواهم که بگویی من چه کنم با راز مرگ‌هایی که از دردش جگر لای دندان می‌فشارم هر صورتی به شکل یک فرشته هر ناله‌‌ جان دستور کشتن دیوی با ضربت دشنه مثل تمام قصه‌های دیو و پری پایان این قصه‌ هم شیرین مثل خود زری

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.