پادگرد
کاور برای که
نقاشی خیال با شعر

برای که

۱ فروردین ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

به من بگو چرا؟ جان من، به من بگو چرا؟! نترس این تنها یک شوخی بود دنبال چرایی نیستم راستش را بخواهی دیر زمانی‌ست که دیگر دنبال چرایی نمی‌روم چرایی اصلا چه اهمیتی دارد اما دلم می‌خواهد بدانم برای «که»؟ برای «که» این زنگ‌ها به صدا در می‌آیند البته که این هم یک شوخی بود دلم می‌خواهد بدانم خنده‌هایت را برای «که» نگه داشته‌ای؟ روزها به «که» می‌اندیشی؟ شبها برای «که» دلتنگ می‌شوی؟ در تنهایی‌هایت برای «که» بغض میکنی؟ سفره دلت را برای «که» باز می‌کنی‌؟ در رویاهایت با «که» پرواز میکنی‌؟ در آغوش «که» آرام می‌گیری؟ برای «که» حاضری منتظر بمانی؟ برای «که» حاضری بمیری؟ و که که که! این یک سوال حیاتی سوال از «که» گرچه بسیار ساده‌ است، اما جدیست در جواب چرایی می‌شود توضیح داد توجیه کرد اما سوال از «که» امر بودن یا نبودن است یا هست یا نیست اصلا صفر و یکی‌ست یا وجود دارد یا ندارد پس بگذار دوباره سوال خود را بپرسم برای تو آن «که» کیست؟ اصلا هست؟ نکند که «که» ‌ای در کار نباشد؟ تلخ‌تر ازاین نمی‌شود که برایت «که»ای وجود نداشته باشد اما شیرین‌تر از این هم نمی‌شود که آن «که» خودت باشی آری، خودت! تو به تنهایی برای خودت کافی هستی خودت که کم کسی نیستی مگر نه اینکه آینه تمام‌نمای جهان هستی خودت هستی؟ پس چرا آن «که» خودت نباشی خود خود تو این وجود بی‌مثال تو این عشق بی‎پایان تو این ایمان بی‌بدیل تو تو یعنی عشق به خودت یعنی عاشق و معشوق هر دو صنمت یعنی رخ لیلی و مجنون به یک اندازه افتاده در قدحت پس چرا بیکار نشسته‌ای برخیز! دفی بردار، سازی کوک کن، آوازی در کن بساط رقص و پایکوبی‌ شاهانه‌ات را برپا کن زین پس هم تنها خدمت خلق کن هر وقت هم از تو درباره او پرسیدند تنها بگو هو! هو! هو! هو! هو! هو!

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.