پادگرد
کاور یک تابستان داغ
نقاشی خیال با شعر

یک تابستان داغ

۱۹ آذر ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در یک تابستان داغ به سراغت خواهم آمد پای پیاده و از یک راه کوهستانی طولانی‌ترین مسیر را هم برای خود انتخاب خواهم کرد سنگلاخترینش را، دشوارترینش را خود را برای تو آماده خواهم کرد من سفری عاشقانه خواهم داشت از کنار جاده برایت گل‌‌های زیادی خواهم چید همه را در یک سبد خواهم چید و سبد را چون صلیبی مقدس بر دوش خواهم کشید دوریت‌ را سخت خواهم چشید زجر خواهم کشید روزها، شب‌ها زیر آفتاب‌ زیر باران در میان طوفان‌ و بوران و در تمامی آن لحظه‌ها تنها به تو فکر خواهم کرد من ثانیه‌ها را پای فاصله‌ها قربانی خواهم کرد بی‌وقفه صدایت خواهم کرد از تمامی صخره‌ها بالا خواهم رفت روی هر سنگی نقش تو‌ را‌ حک خواهم کرد عاقبت راهی به درون قلبت پیدا خواهم کرد من روزهای زیادی را در کنارت خواهم ماند شب‌های‌ زیادی را با تو بیدار خواهم ماند عشقم به تو را نشان خواهم داد قلبم را به تو خواهم داد و در اولین غروب پاییزی پای تو جان خواهم داد من مرگ را زندگی خواهم نامید و زندگی را یک دفتر شعر و پایان دفترم را در کنار تو جشن خواهم گرفت تا شاید وقتی که دوباره چشمانم را باز می‌کنم خود را در میان سطور دفتر تو بیابم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.