پادگرد
کاور سیاهی
نقاشی خیال با شعر

سیاهی

۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

تاریکی هجوم آورده از نشخوارهای ذهن هزاران دیو سربرآورده باز شب شده باز این سر بی صاحب شده‌ فکر و خیالات‌‌ چون شغالان گشنه باهم غلاویز شده‌ خون هم میرزند تن را به هم میریزند آب نجس بر سر و صورت هر چه سجاده پرست می‌ریزند ایجا میدان اصلی شهر است اشباح‌ گشته‌ است از آدم‌‌های گرگ صفت مرده‌خوار پر شده است دندان تیز می‌کنند خیکشان‌ پر می‌کنند جنس دیگر که می‌بینید رم می‌کنند آب دهانشان بوی عرق‌شان از صبح تا شب اُق می‌زنند، یک شهر را بهم می‌زنند این کلام آخر است در مقابل‌ات یک آینه‌ است این توهش از تو خارج است بیگانه‌ با تو همخانه است ذهن مشوش ست سر پر از خشم و نفرت است دل در سودای شهوت است تنها راه نجاتت بازگشت به آن خویشتن برتر است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.