پادگرد
کاور تلخ، شیرین
نقاشی خیال با شعر

تلخ، شیرین

۱۷ مرداد ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چگونه ادا کنم؟ چگونه گره از این سخن خود باز کنم؟ چگونه فریاد زنم با دهانی که خودخواسته فرو بسته‌ام؟ حتی می‌‌لرزد قلمم وقتی که به آن می‌اندیشم وقتی که شیطان خودی می‌نماید با برق چکه و صدای سم خود عرض اندام می‌نماید ‌ فکر نکنی که او حتی برای یک لحظه‌ چشمانش را بسته است او یک عمر را برای همین لحظه کمین نشسته است خواهید دید چگونه تمام راه‌ها را بر مهره‌هایشان‌ بسته است و جز ذلت و خواری برایشان چیزی ننوشته است و اشتباه هم نکن نگو که عدالت کجاست چگونه با این همه ظلم دستگاه عدل پابرجاست تو چه دانی کدام پاره‌‌ از دردها طلاست مزد آنهایی که در قلبشان هنوز بارقه‌هایی از نور ماناست وقتی که شعله‌های شقاوت تا فلک سر می‌کشند و دل‌‌های دردمند را تا مغز استخان می‌خراشند فکر نکنی که چه آسان ظالم به اهدافش رسیده است این‌‌ها هم تله خود اوست تا تنها اتمام حجتی ‌کرده باشد برای عذاب دردناکی که برایشان مهیا کرده است جهان پر است از ملولی برای او که کمی تاریخ خوانده است برای تو هم که او این درد را برای تو خواسته است نه که برای عذابت بلکه برای رد کردن خودت از سوراخ غربالش یا نشاندنت‌ در جایگاهی مقربتر از دیگر بندگانش باید که صبور باشی تا پس دهی امتحانش و چون وعده سحر نزدیک است بر‌ کسی که حرارت خورشید را لااقل یکبار درک کرده است حلاوت هر چه از او بر او رسد، چون قند شیرین است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.