پادگرد
کاور ماتیک
نقاشی خیال با شعر

ماتیک

۸ آبان ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اجازه دارم باقیمانده قهوه‌ات را سر بکشم؟ کمی از ماتیکت هم روی فنجان مانده می‌توانم آن را به صورتم بکشم؟ چطور شد؟ مثل تو زیبا شد؟ چقدر تا تحویل سال مانده؟ یعنی اینهمه راه تا رسیدن به دلت مانده؟! چقدر امروز این ماه دیر کرده صورت خودت هم به ماه می‌ماند اما زیبایی صورتت زیر ماه به هیچ نماند دفتر خاطراتت چه؟ اجازه دارم به آن سرک بکشم؟ نه، کاری که ندارم اما کمکم می‌کند که تو را کمی بهتر بکشم و کمی زودتر شاید تو راست می‌گویی این همه عجله‌ برای چیست ولی این را به که می‌گویی؟! دل چه می‌فهمد معنی انتظار را رابطه دو تا دو با چهار را در روزگاری که همه از عقل معاش می‌گویند تو گرسنه بمان تا با تو کمی از اسرار گویند یکی اینکه میان من و تو جز حبابی بیش نیست یکی آنکه هزار سال هم دمی بیش نیست دیگر آنکه جز خودش کسی آگاه نیست چون دنیا ‌دو روز بیش نیست، آخر این همه ناز برای چیست؟ امشب را هم بمان که فردا منتظر کسی نیست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.