پادگرد
کاور تروما: وقتی بدن فریاد می‌زند و معنا جواب می‌دهد
نخ

تروما: وقتی بدن فریاد می‌زند و معنا جواب می‌دهد

۸ آذر ۱۴۰۴ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بعد از بعضی اتفاق‌ها، زندگی دو تکه می‌شود: «قبل» و «بعد». از بیرون، ماجرا شاید فقط یک حادثه باشد؛ یک جدایی، یک خیانت، یک تصادف، یک جنگ. اما از داخل، انگار سیستم عصبی برای همیشه روی حالت هشدار می‌ماند؛ بدن با هر صدا، هر بو، هر نگاه، دوباره به صحنه‌ی اصلی پرتاب می‌شود. معمولاً تروما را مثل یک خرابی دائمی می‌بینیم؛ انگار آدم «ترک‌دار» شده و فقط باید مراقب باشیم بیشتر نشکند. در این اپیزود از پادکست نخ، از دلِ روایت ویکتور فرانکل در آشویتس شروع می‌کنیم؛ جایی که او تفاوت زندانی‌هایی را می‌بیند که در هم می‌شکنند با آن‌هایی که با وجود گرسنگی و تحقیر، به چیزی فراتر از سیم‌خاردار چنگ می‌زنند: معنا. با لوگوتراپی فرانکل جلو می‌رویم و به این ایده می‌رسیم که رنجِ بی‌معنا غیرقابل‌تحمل است، اما رنجی که برایش «چرا» پیدا شود، می‌تواند حتی انسان را دگرگون کند. بعد، پا می‌گذاریم به قلمروی بدن با کارهای بسل وان‌درکولک: این‌که تروما فقط خاطره‌ای در ذهن نیست، در عضلات و تنفس و خواب و فلش‌بک‌ها ثبت می‌شود؛ «بدن، حساب پس می‌دهد». از فلش‌بک و هایپرو یجیلنس تا دی‌سوسیشن، و از آن‌طرف، از یوگا، EMDR و درمان‌های بدنی که به سیستم عصبی یاد می‌دهند دوباره حسِ امنیتِ حال را تجربه کند. سؤال محوری اپیزود این است: شفا یعنی فقط حرف زدن درباره‌ی گذشته، یا باید بدن را هم دوباره آموزش بدهیم که امن بودن چه حسّی دارد؟ در پایان، به ایده‌ی «رشد پس از سانحه» می‌رسیم؛ نه به‌معنای رمانتیک کردن رنج، بلکه به‌عنوان این امکانِ پارادوکسیکال که بعضی آدم‌ها، بعد از عبور از تروما، فقط «برنمی‌گردند سر جای قبلی»، بلکه در بعضی لایه‌ها وسیع‌تر می‌شوند. این اپیزود، دعوتی است به دیدن تروما نه فقط به‌عنوان خرابی یا برچسب تشخیصی، بلکه به‌عنوان میدانی که در آن معنا و بدن، هر دو باید وارد گفت‌وگو شوند. منابع و کتاب‌های اشاره شده در این اپیزود: • کتاب اول: «انسان در جست‌وجوی معنا» – اثر ویکتور فرانکل (برای فهم لوگوتراپی و این ایده که رنج، وقتی معنای شخصی پیدا می‌کند، می‌تواند قابل‌تحمل و حتی دگرگون‌کننده شود) • کتاب دوم: «بدن، حساب پس می‌دهد» – اثر بسل وان‌درکولک (برای درک این‌که تروما چگونه در بدن و سیستم عصبی حک می‌شود، و چرا درمانِ آن فقط با صحبت کردن و کار ذهنی کامل نمی‌شود)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.