

فصل چهارم (اپیزود چهارم) ارتباط با والدین۴
۲ اسفند ۱۴۰۴ · 24 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
به چهارمین اپیزود از چهارمین سفر در منظومهی شخصی خوش آمدید 🪐 چرا بعضی واکنشهای ما اصلاً برای امروز نیست؟ رفقای عزیزم، این اپیزود درباره رابطه است… اما نه فقط رابطه با دیگران؛ درباره رابطه ما با زخمهای قدیمیمان گاهی یک جمله ساده از رئیس، همسر یا دوست، ما را میبرد به هشت سالگی. قلب تند میزند، بغض میکنیم، خشم میآید… مسئله آدمها نیستند؛ ماشه فعال شده است. در این اپیزود با هم یاد میگیریم: • چطور ماشههای هیجانیمان را بشناسیم • فرق «والد واقعی» با «والد درونی» چیست • چرا سیستم عصبی با تجربه تغییر میکند نه با تحلیل • چطور با یک رفتار کوچکِ متفاوت، مسیر عصبی جدید بسازیم • و چرا باید برای آنچه در کودکی نداشتیم، سوگ آگاهانه داشته باشیم دوست من، ما نمیتوانیم کودکیمان را عوض کنیم… اما میتوانیم کاری کنیم وقتی ماشه کشیده شد، گلولهای شلیک نشود. اگر از «نه» گفتن میترسی، اگر بیش از حد فداکاری میکنی که ترک نشوی، اگر هنوز صدای سرزنشگر درونت آرامت نمیگذارد، این اپیزود دقیقاً برای توست. رشد فردی یعنی از صندلی قربانی بلند شویم، زخم را ببینیم، مسئولیت درمانش را بپذیریم، و بالغانه مسیر تازهای بسازیم. پدر و مادر اولین آینه ما بودند. اگر آن آینه ترک داشت، تصویر ما هم ترکخورده دیده شد… اما ما دیگر کودک نیستیم. پس با ایمان همراه شو... آنچه میشنوید دکلمه ی خسرو شکیبایی فیلم Wind River اینستگرام: https://www.instagram.com/imansarvarpouroriginal
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





