پادگرد
کاور بچه‌ی روغن‌نباتی
مجله ی داستانی بیدار

بچه‌ی روغن‌نباتی

۹ خرداد ۱۳۹۸ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دیشب خیلی خسته و کلافه و تنها بودم. برای ماموریت، چند روزی جای یکی دوستان اومدم تو این شهر کوچیک. شهر که نه، روستا بگم بهتره. سعی می کنم درست بعد از کار بیام تو این اتاقک کاهگلی و نقلی، و زودتر بخوابم و صبح زود بیدارشم برم سراغ کار. دوست دارم مثل بچگی هام تند تند شب بشه و بخوابم و ماموریت تموم بشه. مثل سه ماه تابستون که تا چشم بهم می‌زدی تموم میشد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.