پادگرد
کاور جنگل وحش در تپه‌های عباس‌آباد
مجله ی داستانی بیدار

جنگل وحش در تپه‌های عباس‌آباد

۱۹ خرداد ۱۳۹۸ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ظهر یکی از روزهای خوش دوران دبستان بود که برزو بی‌مقدمه و با خونسردی به من گفت که ردپای یک جانور وحشی را در تپه‌های اطراف خانه‌شان را دیده است و شکی ندارد که جای پای خرس سیاه جنگلی است. مثل بیشتر ظهرهای تب‌آلود چهارراه قصر، برزو و من پشت دیوار مدرسه ناهار می‌خوردیم. من از بوفه ساندویچ گرفته بودم و برزو قابلمه‌ سه‌طبقه‌اش را داشت باز می‌کرد. بیشتر روزها قابلمه می‌آورد، پلو ‌با خورش یا خوراک مرغ یا تاس‌کباب با نان و ماست و میوه در طبقه‌ی زیرین قابلمه. آن روز خودمان دوتا بودیم، امیر با بچه‌های چهارالف گل کوچیک بازی می‌کرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.