پادگرد
کاور محمد مختاری | جنون رودابه
محمد مختاری | با صدای خودش

محمد مختاری | جنون رودابه

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: جنون رودابه ▨ شاعر: محمد مختاری ▨ با صدای: محمد مختاری ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ___________ ... جنون رودابه است این سرزمین هزار پرده فروهشته اند و می‌نگرند و خاک وقتی آمخته شد شغاد را حتی از پشت زال بر می‌انگیزند.. -«جاری ست رود از شش هزار خاطره خونینم .راهی درون خاک به بیداری رگی در قلبی افسرده قوس عبور سیاره در باور جهان و استحاله‌ی تنهایی در خون کودکانم... -«معماری خلاصه‌ی خاک در بازتاب سلول‌های آدمی وقتی که نور تنها در درد تجزیه می‌شود.. و باد خرمنی گرسنگی بردوش از لابه لای درها و دیوارها می‌گذرد. آرامشِ گریخته، رویای بازمانده دستِ مذاب و عنکبوت‌های آتش در حدقه‌های شکسته. و چهره‌های مخطط در طرح آبرفتی عمر خاک سیاه تابوتِ گز نگاه ایرانی... نگاه روی سبز و زرد و آبی و کبود به ولّ و ولّ آفتاب و گام‌های نوراه که از شکاف‌های تشنه و کبود بر می‌آیند.. -«زمین همیشه رؤیایش را آشکار کرده است. و آرواره‌های موش کور سریعتر از موج ریشه نیست. شب از سحابی نمک و آفتاب در بلور عاشقان شکستن طلسم «حوض سلطان» را بازتاب کرده‌اند. دروغ، برف در تموز است.. و آن که راز عاشقانه جنازه ها را در دریاچه نهفته بود به سنگبارانی رسوا شکست. دروغ، برف در تموز است. گرسنگی هنوز در کاکل کپرها می تابد. و آن که صبر و نور هدیه شکم‌ها می‌کند. قبای تنگش را گشادتر می‌دوزد... نشانه ها بر آبرفت رود، بر مفاصل زمان رباط‌

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.