پادگرد
کاور ۶۲- من که هستم؟ بدنم؟
ما ورای بازیگری

۶۲- من که هستم؟ بدنم؟

۱۶ آذر ۱۴۰۲ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این ویس برای خیلی قبل از شکل گیری این پادکسته. یادش افتادم. پیداش کردم حس کردم خوبه اینجا باشه. . مثل بازیگری که درسته داره نقشی رو بازی میکنه اما همزمان می‌دونه که نقشش نیست... پروژه تموم شه بر میگرده به زندگی اصلیش . نسبت به لباس هم همینه... ما حواسمون نیست که پوشیدیمش و به نوعی سوارش شدیم. پنداشته‌ای در آستین دستی هست؟! آن دست تو، آستین دستی دگرست... اگر مثلا در جزیره‌ای باشی که بتونی عریان گشت بزنی، بعد از چند روز اگر لباس بپوشی مدام حسش میکنی. حس میکنی یه چیزی تنته. حالا عریانی روح هم میشه گفت همین شکلیه. لازمه وقتایی به جزیره‌ای بریم و اجازه بدیم در مراقبه روحمون لباس تن رو در بیاره... بعد از مدتی الهی زیستن، بدن رو بیشتر حس خواهیم کرد. مراقبه به نوعی میشه گفت خوابیه که تو در اون خواب، بیداری... لینک حمایت از ما ورای بازیگری: zarinp.al/mavarayebazigari

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.