

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
این قطعه روایت فروگرفتن اریارق، سالار هندوستان به وقت امیر محمود، است. اریازق سالار سپاهی بود که هندوستان را برای امیر محمود فتح کرد. آنقدر قوی شده بود که امیر محمود ترسید "بادی در سر" داشته باشد و سودای امیری بکند. او را عزل کرد. خواجه احمد حسن، وزیر امیر مسعود، او را از هندوستان به دربار امیر مسعود کشاند. اریارق با شکوه فراوان در دربار می رفت و می آمد و این بر "محمودیان، یعنی درباریانی که د ردوران امیر محمود سر و سامانی داشتند و در دوران امیر مسعود در حاشیه بودند خوش نمی آمد. بدگویی و دسیسه چینی آغاز کردند تا امیر مسعود را بر او بدگمان کردند. برخی از خدمتکارانش را هم در خدمت گرفتند تا جاسوسی او را بکنند. در نهایت سلطان بر او بدگمان شد و با خواجه احمد حسن در میان گذاشت. خواجه فهمید که درباریان در حال دسیسه اند و به امیر گفت که او را از دست ندهد. ولی در نهایت دسیسه کار خود کرد و امیر فرمان به فروگرفتن او داد. او را فرو گرفتند و به غور فرستادند تا در قلعه ای زندانی باشد و در نهایت در همانجا کشته شد. فروگرفتن سردارانی چون اریارق که بونصر در موردش می گفت "دریغ چون اریارق که اقلیمی ضبط توانستی کرد" هم امیر مسعود را از سرداران توانا محروم کرد و هم قوم آنها را به سمت دشمن راند. اطرافیانِ سرداران فروگرفته شده به سلجوقیان پیوستند و نقش مهمی در شکست امیر مسعود از سلجوقیان بازی کردند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





