

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بوران دخت در نزدیکی بغداد به سپاهیان اسکندر می رسد و به دعوت اسکندر به اردوگاه او می رود. اسکندر می خواهد بداند که او کیست. بوران دخت به او می گوید که نام او بهرام است و پدر او شیرزاد از نژاد گودرز است و او با پدرش به اصطخر پارس به نزد سطلامیس رفته اند و نزد او به اسکندر ابراز وفاداری کرده اند و آمده اند تا به اسکندر خدمت کنند. و به اسکند می گوید که سطلامیس عمود گودرز و اسبی که اسکندر به او داده بود را به شیرزاد داده و گفته است که این بهرام بسیار شبیه بوران دخت است. اسکندر او را به ارسطون می سپارد تا از او پذیرایی کند. بوران دخت می داند که اسکندر در صدد آن است که آشکار کند که او بوران دخت هست یا نه.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





