

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مردی میانسال، با ظاهری محترم و آبرومند، در یک پاساژ در کام تمساحی فرو میرود و در کمال شگفتی زنده میماند. او از داخل شکم تمساح شروع به صحبت میکند و ... . «در سیزدهم ژانویه امسال (۱۸۶۵)، نیم ساعت بعد از ظهر، النا ایوانوونا، همسر دوست فرهیختهام، ایوان ماتویچ که هم همکار هستیم و هم نسبت دوری با من دارد، هوس کرد که سه نفری به دیدن تمساحی برویم که این روزها در پاساژی به نمایش گذاشتهاند. ایوان ماتویچ که بلیت سفر به خارج از کشور به همراه داشت، وقتش آزاد بود، کار اداری خاصی هم نداشت...». این جملههای ابتدایی داستان بلند «تمساح» است که به قلم شگفتانگیز داستایفسکی به رشته تحریر درآمده است. در ادامه داستان، اتفاق نادری میافتد و تمساح ایوان ماتویچ را میبلعد، اما او زنده میماند و از داخل شکم تمساح شروع به صحبت میکند و بهتدریج حتی نگاه و فلسفهاش به زندگی تغییر مییابد و ... . . با صدای محسن بهرامی تدوین: علیرضا فدایی صدابردار: رامین آریا شکوه ترجمه: مهشید دشتی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





