

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#برگ_سبز برنامه شماره 48 #روشنک #جلیل_شهناز #فخر_الدین_عراقی #حسین_قوامی #حسن_کسایی #مجذوب_تبریزی #مشرفی_تبریزی #عطار #نظام_وفا_کاشانی چشم بگشا كه جلوهٔ دلدار به تجلی است از در و دیوار این تماشا چو بنگری گویی لیس فیالدار غیرهُ دیار چنان سرمست و حیرانم من امشب كه خود را هم نمیدانم من امشب ز ذوق قول مطرب در سماعم تو پنداری كه رقصانم من امشب دلا زینسان كه مییابی خرابم یقین میدان كه زینسانم من امشب گهی شمع و گهی پروانهام من گهی جان گاه جانانم من امشب گهی با ظلمت كفرم من امروز گهی با نور ایمانم من امشب همان آتش كه در حلاج افتاد همان افتاده در جانم من امشب زمن چشم ادب امشب مدارید که بس مجنون و حیرانم من امشب به نور شمس بر اوج فلكها بسان مه فروزانم من امشب در سینهام هنوز دل مضطری بجاست برقی هنوز در دل خاكستری بجاست خشك ای درخت عشق نگردی به روزگار تا قلب خون فشانی و چشم تری بجاست یك شبی آتش در نیستانی فتاد سوخت چون عشقی كه بر جانی فتاد شعله تا مشغول كار خویش شد هر نئی شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت كاین آشوب چیست مر تو را زین سوختم مطلوب چیست گفت آتش بیسبب نفروختم دعوی بیمعنیات را سوختم چون كه میگفت هی نیم با صد نمود همچنان در بند خود بودی كه بود با چنین دعوی چرا ای كم عیار برگ خود میساختی هر نو بهار زیبد كه ز درگاهت نومید نگردد باز آن كس كه به امیدی بر خاك درت افتد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





