پادگرد
کاور تاسیان

تاسیان

از در پادگرد

پادکست تاسیان روایتی است از سوگ هایی که مجالی برای ابراز نیافته اند…

کاری از محدثه رضایی/ اندیشه نوآوران فرتوک

شنیدن

شبکه‌ها

حمایت

معرفی پادکست

دربارهٔ تاسیان

تاسیان از ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ همراه شنونده‌های پادکست فارسی است. tasianpodcast تا امروز ۸ اپیزود با محوریت داستان منتشر کرده‌اند.

به‌طور میانگین هر ۱۳ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۳۵۶ روز می‌گذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبت‌شده‌اش نزدیک به ۵۶۴ دقیقه است؛ معمولاً با ریتمی منظم منتشر شده است.

برای دسترسی به تازه‌ترین قسمت‌ها می‌توانی همین صفحه را دنبال کنی.

صفحه‌های مرتبط: tasianpodcast؛ داستان

اپیزودها

خانه ای بدون نور

۱۲ آبان ۱۴۰۴ · 44 دقیقه

حیران میان این حس که خوشحال باشی که از رنج زندگی آزاد شد یا غمگین اینکه خداوند فرشته دیگری را از زمین فراخواند و جهان تاریک تر شد چه سال بدی بود امسال… آیا بدون او باز هم می‌توان

سطرهای سکوت

۲۶ مهر ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 16 دقیقه

میان دو ساحلِ دور، شبیه قایقی‌ سرگردانم که باد به این سو و آن سو می کشدم… دستِ آفتاب را می‌گیرم تا از میانِ موج بگذرم اما شب چادری از ستاره بر شانه‌ام می‌کشد تازه می‌فهمم چقدر سخت

پروانه شدن

۷ مهر ۱۴۰۴ · 59 دقیقه

تسنیم این چشمه بهشتی که مقربین و ابرار از آن می‌نوشند… در این اپیزود داستانِ پروانه شدن را می‌شنویم؛ پروانه شدن بی آنکه پیله ای بسته شده باشد… تهیه کننده و حامی مالی این پادکست

آتش

۲۴ شهریور ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 8 دقیقه

گاهی باد دفتر برگ‌ها را بی‌اجازه ورق می‌زند و دانه‌ای که با هزار امید کاشته‌ای زیر خاک خیس به خوابی طولانی‌ خواهد رفت بی آنکه قصد برخاستن داشته باشد آری… راه، همیشه مستقیم نیست

یک زندگی غم انگیز

۱۳ شهریور ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 26 دقیقه

پنجره را که باز می کنم بادصدای بسته شدن در را تکرار می کند خانه دیگر بوی نفس های مشترک ندارد و فنجان های چای یاد گرفته اند سرد شوند و از دهان بیفتند و شب ها آه از شب ها که بالشم

زندگی در دریا

۳ شهریور ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 28 دقیقه

تنم به درختی می ماند که زیر باران تند پاییز شاخه هایش شکسته اند... و درونم پرنده کوچکی نشسته برشاخه ای نیم بند هنوز آواز می خواند و من خوب می دانم که از نو بهار می شود و این تن

غنچه‌ای که نشکفته خشکید

۲۷ مرداد ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 15 دقیقه

رفتی… بی آنکه رد پایت بر خاک زمین بنشیند جوانه کوچکم در دل کاشتمت بی آنکه بدانم باد عطر حضورت را با خودش به آسمان خواهد برد و حالا من مانده ام و دفتری پر از کاغذهای سفید و قصه

کتابی که ناتمام ماند

۱۴ مرداد ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 5 دقیقه

این جمله رو احتمالا زیاد شنیدید که دوست، خواهر و برادریه که خودمون انتخاب می‌کنیم و در گذر زمان این رابطه دوستی میتونه اینقدر عمیق بشه که اون دوست مثل عضوی از خانواده ما میشه.

اسپانسرهای پادکست

جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

میهمانان پادکست

آرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال می‌شود.

مشاهدهٔ بسته‌ها

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.