

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#گلهای_تازه برنامه شماره 71 #شجریان #سیما_بینا #سعدی #سیمین_بهبهانی #فرزان_سلیم #حبیب_الله_بدیعی #منصور_صارمی #فخری_نیکزاد #جواد_معروفی تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی بنای مهر نمودی که پایدار نماند مرا به بند ببستی خود از کمند بجستی دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسیران دوای درد من اول که بی گناه بخستی هر آن کست که ببیند روا بود که بگوید که من بهشت بدیدم به راستی و درستی گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد که عشق موجب شوق است و خمر علت مستی نشانده ای به گوشه خاموشی مرا سپرده ای به دست فراموشی مرا دوباره چون گذشته ها بیا به خاطر خدا بیا بیا دگر آغوش گرمت نمی جوید مرا چنین بیگانه با من چرا گشتی چرا من تا می دانم گر بنگریم نشناسی گویی من دیگریم در چشمت بودم نقش سیهی اکنون تصویر ناباوریم خالی از من شد پیمانه ام دیگر با مستی بیگانه ام دارم در خاطر خود عشق من و گذشته های من دریا دریا به خدا جلوه کند دلم برای من در بزم خلوت خود بار دگر شبی مرا بخوان شاید خاموشی شب بشکند از صدای پای من هنوزت میپرستم اما باور نداری منم شمعی که دیگر خاموشم میگذاری نشدی آگه به خدا که هنوزت منتظرم به من آنگه میگذری که نمیبینی اثری دگر آغوش گرمت نمیجوید مرا چنین بیگانه با من چرا گشتی چرا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





