

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سال ها از جنگ می گذرد و او هنوز دست و پنجه نرم می کند با مشقت ها و دردهایی که هر روز و هر شب جان را بالا می آورد و آرام نمی شود.گلوله ای از کمر وارد شد و از جلو شکم همه چیز را درانید و خارج شد، اما جای زخم که نه خود زخم ماند و ماند و ماند. می گوید که حس پرواز به عرش در وجودم بود و گرمای خون که موج می زد و ترانه دریای وصل را در گوشم زمزمه می کرد، درد، این گونه لذت بخش می شود وقتی که تو را از زمان و مکان دیگرگون شده، در همان روزهای شیرین و درانجمن یاران محفوظ نگاه می دارد و غبار و زنگار روزمرگی ها توان نشستن بر دل و جان و ندارد که لحظه به لحظه نو می شود. غلام علی حسنی به معنای واقعی درد آشناست.....
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





