پادگرد
کاور حیرانی عقل در وادی عشق و جنون
کتاب زخم های متبرک

حیرانی عقل در وادی عشق و جنون

۱۳ دی ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

"شب عملیات کربلای هشت در عالم خواب و بیداری یکی پرسید فردا از خدا چه می خواهی؟ شهادت یا جراحت؟ و من مفت مفت جان سالم به در بردم.گفتم خدایا هر طوری که شدم عیبی ندارد، فقط اگر مجروح شدم شرایطم را به گونه ای رقم بزن که حداقل دست راستم سالم بماند.اشتباه بزرگم همین بود، خودم را لایق شهادت نمی دانستم و خدا اما صدایم را شنید و حالا از ناحیه دست چپ و از سینه به پایین در اختیارم نیست، قطع نخاع شدنم ،یک اتقاق نبود یک انتخاب بود."این سخنان را مجتبی عسگری در محل کار خود واقع در طبقه پنجم ساختمان شاهد به ما می گوید

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.