پادگرد
کاور پرواز روح تا يك قدمي آسمان
کتاب زخم های متبرک

پرواز روح تا يك قدمي آسمان

۲۵ دی ۱۴۰۲ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

"حيف شد ، فقط يك قدم با آسمان فاصله داشتم، بچه‌ها همان‌جوري كه روي برانكارد روده‌هايم را در دستم گرفته بودم ،‌ طلب شفاعت داشتند." گويا به حجله مي‌رود اين مجروح تير و تركش خورده که چنین شاداب، سوار بر مركب سرخ است و با همرزمان وداع مي‌كند. محسن‌جان خداحافظ،‌ الوداع .ما را فراموش نكن. پيش خدا مي‌روي شفاعت ما را بكن. آقا محسن .و پلك‌ها سنگين مي‌شوند و لبخند مي‌زني و مي‌بالي به خودت كه برگزيده شده‌اي تا به آسمان پرواز كني . درد كجاست؟ تركش داغ كدام است؟ من دارم به آرزويم مي‌رسم . خدايا شكرت كه مرا پذيرا شدي . چشم‌هايت را كه باز مي‌كني ناگهان دلت مي‌گيرد . فرشته‌ها در لباس پرستاران،‌ داروي آرامبخش به سرم دستت تزريق مي‌كنند. آه خدايا هنوز كه بر روي زمين خاكي تو هستم!.......

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.