پادگرد
کاور پای تخته سیاه
کودک کتاب گویا / داستان برای بچه ها

پای تخته سیاه

۶ مهر ۱۴۰۲ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: ناصر شریف زاده راوی: محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) رئیس پاسگاه آدم خیلی بداخلاقی بود، با این حال شعارنویسی کم‌کم داشت همه گیر می‌شد. در مدرسه‌ی ما هم کم‌وبیش شعارها دیده می‌شدن. تا اینکه یک روز اتفاق عجیبی افتاد: دو ماشین با چند مأمور وارد حیاط مدرسه شدند. اونا یه تخته سیاه با خودشون آورده بودن. با دیدن اون هزارجور فکر به ذهن ما رسید. هرکس چیزی می‌گفت و حدسی می‌زد. من ناخودآگاه به یاد شعارنویسی‌های مدرسه افتادم... #کتاب #داستان #قصه #روایت #کودک #کودکان #نوجوان #نوجوانان #رضارهگذر #قصهظهرجمعه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.