

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ندا را دیدم دختری شاد با خنده ای سرکش روسری حسابی کیپ با گره ای محکم برای گالری کالیگرافی آورده بود با اینکه به همکارانم میگفتم بیارن بذارن بعد من میام میبینم و دلم نمیخواد خود هنرمند باشه و من نتونم کارش رو نگه دارم اما اینبار نمیدونم چرا دلم خواست قراری بذارن که خودم باشم اینقدر شاد بود این دختر از جنس شادی ناب کودکانه و فروتن که بعد از رفتنش فکر کردم چه خوب که دیدمش چقدر زندگی اطرافش جریان داشت راستی اون روز بعد از آوردن کار برای گالری که با ماشین خودش بود نزدیک ما یک شاگرد داشت و آدرس هم از من پرسید من کنجکاوی نکردم و حدسم شاگرد نقاشی و یا خط بود که داشته باشد فکر کنم روسری بستنش من رو گول زد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





