پادگرد
کاور 4-حال همسایه
خانواده ما

4-حال همسایه

۱۱ مرداد ۱۴۰۲ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آرزو : سلام / درود به همه شما عزیزان و همراهان همیشگی/ من آرزو هستم و همراه حامد عزیز/ در خدمت شما هستیم// حامد: سلام /من هم حامد هستم / و امیدوارم حال دلتون خوب باشه/دوستان یه سوال ی هست که/ شاید در این روزگار /کمتر از خودمون بپرسیم / آیا حال همسایه م خوبه ؟ / رابطه شما / با همسایه تون چطوره؟// آرزو: همسایه/ یکی از مهمترین ارکان زندگی اجتماعی هر فردیه/ یادمه /بابام میگفت من خیلی ازین محل راضیم /چون همسایه های خوبی دارم /و البته /همسایه هامون هم خیلی روی بابام حساب میکردن / اگه ماشینشون خراب میشد/ یا آبگرمکن خونشون خراب میشد /و یا کار فنی داشتن همیشه به بابام زنگ میزدن وازش کمک میگرفتن/و بابام همیشه با روی خوش استقبال میکرد//، حامد :دقیقاً پدر من هم / وقتی خونه ی جدیدمونو گرفتیم/ همینو گفت/ و ازمون خواست حتماً/ یک ظرف شیرینی یا کیک آماده کنیم /و با همسایه هامون آشنا شیم/ گفت /خونه با همسایه هایش /خونه میشه// آرزو: یادمه/ بچه که بودم همسایه ها/ اگه مراسم عروسی یا عزا داشتن اون وقتا /خونه هاشون رو بهم قرض میدادن /اون زمان / خیلی تالار گرفتن مرسوم نبود،/ ما یه درخت توت بزرگ تو حیاطمون داشتیم /وقتی توت میداد/ به همه همسایه هامون توت میدادیم،// وقتی که مامانم رفته بود بیمارستان / خواهر کوچیکمو به دنیا بیاره/ همسایه مون ازمون نگهداری کرد / تا مامان بزرگم برسه/ اون شب رو خونه همسایه مون موندیم// حامد : در لوقا باب ۱۰ آیه ۲۷ /کلام میفرماید:/ پاسخ داد: خداوند /خدای خود را با تمامی دل /و با تمامی جان /و با تمامی قوت/ و با تمامی فکر خود /محبت نما/ و همسایه ات را/ همچون خویشتن/ محبت کن.// همینطور که خوندیم/ در اینجا از محبت به همسایه/ به عنوان حکم بزرگ یاد میشه/ و انقدر مهمه/ که اون رو کنار حکم اول /که خدای خود را با تمام دل و جان و فکرت محبت نما/ میذاره// آرزو : یعنی/ اگر میخواهی خدا را محبت کنی/ همسایه ات را محبت کن/ و چقدر روی این موضوع تاکید داره /که حتی در کلام گفته شده / تمام شریعت ها /و تمام فرایض دینی در این جمله نهفته شده // حامد: اگر میخوایم از وارثان حیات باشیم/ باید به خدا محبت و خدمت کنیم/ و خداوند رو// در دل جای بدیم /و با همسایه مون /همونطوری که دوست داریم با خودمون رفتار شه /،رفتار کنیم /و محبت داشته باشیم ، به قول سعدی استاد سخن / :عبادت/ بجز خدمت خلق نیست// آرزو: واما لازمه تعبیر عیسی/ از همسایه رو بدونیم/ ، در داستانی از کلام خدا میخونیم که / مردی در سفر از اورشلیم به اریحا / مورد حمله دزدان قرار میگیره/ و کاهنی که از اون مسیر میگذره به او توجهی نمیکنه /و رد میشه /و مردی لاوی هم با اینکه متوجه وضعیت اون شده بود /بدون کمک عبور میکنه /اما شخصی سامری /هنگامی که مرد زخمی رو میبینه / به او کمک کرده و زخمهاش رو تیمار میکنه /،وقتی از عیسی میپرسن /کدوم اونها همسایه مرد بود/ در پاسخ میگه :/ آن کس که او را رحمت نمود / یعنی کسی که به مرد محبت کرد // حامد : پس /همسایه میتونه مسافری باشه /که در اتوبوس یا قطار/ روی صندلی کناری نشسته/ و یا کسی که توی صف بانک / کنار ما ایستاده / و لزوما کسی که ما میشناسیم نیست// آرزو: پدر عزیزم (خداوندم) / در نام با اقتدار خودت/ این فرزندت را در اغوشت بگیر تا همیشه/ طعم با تو بودن / و در اغوش تو بودن را بچشیم و / بدانیم که تو هیچگاه ما را تنها نخواهی گذاشت. آمین// حامد :آمین / امیدوارم /ما هم از وارثان حیات باشیم/ ،در پناه خداوند باشین.// آرزو: خدا یار ونگهدارتون //

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.