

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
آرزو: سلامی به گرمای آفتاب تابستان به شما همراهان همیشگی برنامه خانواده ی ما/ من آرزو هستم به همراه حامد عزیز/ یکبار دیگه مهمون دل های مهربون شما عزیزان هستیم// حامد: منم حامدم وسلام عرض می کنم خدمت شما همه ی همراهان همیشگی برنامه خانواده ما / آرزو: همیشه نگرانی آینده دغدغه اصلی من و حامد بوده// حامد: حتی فکر کنم دغدغه ی / هر پدر مادری تویی تمام دنیا // آرزو: واقعا خیلی وقتها / ما از ترس آینده / حالمون خراب میشه// حامد: چه جمله ی قشنگی / ترس از آینده حالمون رو خراب میکنه / یعنی هم از نظر روحی میتونه تاثیر بزاره / و هم زمان حالمون رو ازمون بگیره/ و ما دیگه نمیتونیم در زندگی/ از لحظه و زمان حالمون / اون لذتی که باید رو ببریم و داشته باشیم// آرزو: شروع به برنامه ریزی های دقیق و پشت سر هم برای آینده/ باعث شده تا تو حساس ترین لحظات/ همه چیز به هم بریزه/ اون لحظه احساس عجز و ناتوانی می تونه راه نفس کشیدن رو هم سخت کنه/ چون نگرانی یا ترس از آینده / پشت هرکسی میتونه بلرزونه// حامد : خیلی وقتا شده برای فلان مشکل یا مسئله که هنوز برامون اتفاق نیفتاده / جوری غمباد گرفتیم که انگار اون اتفاق افتاده و دیگه کاری از دستمون بر نمیاد// آرزو : یا حتی بعضی از این مشکلات وقتی برامون اتفاق می افتاد/ اونقدری که فکر میکردیم مسئله بزرگ و وحشتناکی نبوده/ و ما فقط با نگرانی های بیهوده ازاون مشکل/ یک غول برای خودمون ساخته بودیم و/ امروز حتی در خاطرمون هم نیست که اصلا بابت چه چیزی نگران بودیم// حامد : دقیقا همونی که من بهش میگم ترس از آینده/ ولی اکثر مواقع توی لحظه آخر همه چیز عوض میشه/ من به اون لحظات میگم / دقایق طلایی/ و این اتفاقات غالبا از راهی به وجود میاد که حتی به فکرمون هم خطور نمیکنه// // فقط ما چند روز یا چند ماه قبلش برای خودمان یک برزخ بزرگ درست میکنیم آرزو:یادمه وقتیکه میخواستیم خونمون رو تو کشور ترکیه بخریم نصف پول رو به دلار پرداخت کرده بودیم و نصف دیگه رو به دلار برای موقع انتقال سند آماده کرده بودیم که یکدفعه / اون روز دلار ارزشش نصف شد و ما نصف پولمون رو از دست دادیم/ دیگه نمیدونستم چی رو باید بفروشیم /یا به چه کسی برای قرض گرفتن رو بندازیم / ولی به طور معجزه آسایی همه چیز توی روز آخر درست شد/ و ما الان دو ساله که تو خونه داریم زندگی میکنم // حامد: وای /یادمه چقدر استرس داشتم/ ولی همیشه آرزو بهم میگفت غصه نخور خدا حواسش بهمون هست/ به قول مولانا/ / هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر / آرامتر از آهو / بی باک تر از شیرم هر لحظه که می کوشم/ در کار کنم تدبیر / رنج از پی رنج آبد / زنجیر پی زنجیر/ آرزو : وقتی میبینی یه شخصیت بزرگی مثل مولانا درباره آینده اینقدر جامع توضیح میده / آدم دلش قرص میشه و نگرانیش ازبین میره / حالا فکرشو بکن که / دو هزار سال پیش ما در کلام داشتیم که/ پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند ونه در انبار ذخیره میکند و پدر آسمانی شما به آنها روزی می دهد آیا شما بس با ارزش تر از آنها نیستید؟ کیست از شما که بتواند با نگرانی ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ (متی: ۶، ۲۵-۲۷) واژه پس/ به ما صراحتاً دستور میده که هرگز نباید نگرانی و ترس از آینده داشته باشیم /و به خاطر نیازهایی که در آینده داریم نگران نباشیم / خداوند خالق ماست و تمام نیازهای ما رو میدونه/ و اونها رو در زمان مقرر برای ما فراهم میکنه // حامد: مطمئن باشیم که خدا برای هیچ کسی بد نمیخواد / و آیه به ما تاکید می کنه که نگران فردا نباشید/ خدا نیاز همه مخلوقات شو برآورده می کنه حتی گیاهان و پرندگان رو / حالا اینکه ما فکر کنیم خدا نیازهای ما رو که فرزندان خود میدونه فراموش میکنه / کاملاً دور از منطقه // آرزو: خداوندا/ کمک کن تا واکنش من در برابر ترس/ ایمان در تو و اطاعت از کلام تو باشد/ کمک کن همیشه به یاد داشته باشم که همه چیز در کنترل توست / پس می توانم در تو آرامی بیابم / آمین // حامد : آمین / آرامشی بی پایان براتون آرزومندم // آرزو : تا درودی دیگر/ بدرود //
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




