پادگرد
کاور من معمولی ...
کباری کست

من معمولی ...

۲۰ بهمن ۱۳۹۸ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ما آنقدر چشم و ابروهایمان زیبا نبود که برایش شاعر بشوند کل خیابان ها را به یادمان قدم بزنند و شب ها خوابشان نبرد همانقدر معمولی که نگاهی در خیابان برای دومین بار به سویمان نشانه نمی‌رفت. کسی مسیرش را تغییر نمیداد که مثلا اتفاقی سر کوچه ای محله ای جایی ببینتمان. هیچکس گونه هایش برایمان سرخ نمیشد، لپهایش گل نمی‌انداخت. کسی برای صمیمی ترین دوستش از ما نمیگفت، آخر ما راز دل هیچکس نبودیم ما انقدر معمولی بودیم که نه قدیم ها شعر میشدیم، نه حالا لابلای گفتگو های مجازی حرفی از ما باشد، غیبتی عاشقانه پشت سرمان بشود. عادت کرده بودیم به حاشیه بودن به کنار بودن... در این بین ، یکی از راه رسید اتفاقی گفت دوستت دارم چه میدانستیم بی تجربه بودیم برایش "مُردیم" رفت و نفهمیدیم که اتفاق بود و باز هم "مُردیم".

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.