پادگرد
کاور Episode 38 |   یادگیری از طریق مشاهده و تقلید Learning Through looking
یک گام

Episode 38 | یادگیری از طریق مشاهده و تقلید Learning Through looking

۱۱ شهریور ۱۴۰۱ · 42 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اپیزود ۳۸ “ه🌱بچه‌های خیلی کوچک به مقدار خیلی زیاد از دیگران یاد می‌گیرند، بسیار بیشتر از آنچه قبلا حتی به ذهنمان خطور کرده باشد که میزان بسیار کمی از آن حاصل آموزش آگاهانه و حساب‌شده است. ه ه🌱کودکی طولانی‌مدت و طیف وسیعی از مراقبتگران باعث می‌شود کودکان بتوانند از مزایای کشفهای نسلهای پیشین بهره ببرند و آنها را با تجارب و آموخته‌های خود ترکیب کنند و کشف جدید داشته باشند. ه ه🌱بچه‌ها نسبت به یادگیری از دیگران منفعل نیستند. آنها هم آنچه را که مردم انجام می‌دهند و هم دلیل انجام آن را فعالانه تفسیر می‌کنند و می‌کوشند بفهمند. این کار را با شیوه‌های پیچیده و گاهی بهتر از بزرگسالها انجام می‌دهند. بچه‌ها ویژگیهای فیزیکی جهان، ویژگیهای روان‌شناختی و جامعه شناختی انسانهای اطرافشان را به نحو شگفت‌انگیز و نگران‌کننده‌ای با دقت می‌فهمند. ه ه🌱بچه‌ها در واقع از جزئیات ناخودآگاهی که مراقبتگرشان انجام می‌دهد بیشتر یاد می‌گیرند تا هرگونه تدبیر آگاهانه والدگری. ه ه🌱🌱اغلب والدین امروزی، نوع یادگیری درون مدرسه را بلدند اما درباره یادگیری اجتماعی چیز زیادی نمی دانند.” ه اینها گوشه‌ای از مطالبی است که در اپیزود ۳۸ برای شما جمع‌آوری کردیم. متن اپیزود را در هتلی در مشهد نوشتم وقتی مادرم و مادر همسرم، با بچه‌ها بازی می‌کردند. برای ضبط قسمت خودم، وقتی تهران بودیم، همسرم بچه‌ها را برد توی حیاط، مادرم روی نوک پنجه راه رفت، یخچال را از برق کشیدم و در آشپزخانه صدایم را ضبط کردم. امروز صبح هم برای تدوین، سر میزم نشسته بودم و باز همسرم با بچه‌ها بازی می‌کرد و موفق شدم با تاخیر زیاد، اپیزود ۳۸ را آماده کنم. ه همه اینها را گفتم که اولا قدردانی کنم از صبوری و همراهیتون و ثانیا بگم که گوشه گوشه این اپیزود برای خودم پر از خاطره است و در نهایت اینکه هر بار که این نکات برایم تکرار شد، به هیجان آمدم و برایم آموزنده بود. امیدوارم شما هم از مطالب این اپیزود پرماجرا نهایت استفاده را ببرید. ه قدردانم از تیم یک گام برای صبوری و همراهی ♥️ منبع: کتاب «باغبان یا نجار» نوشته آلیسون گوپنیک ترجمه مینا قاجارگر اینستاگرام یک‌گام کانال تلگرام یک‌گام

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.