

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب، که باغ ها همه بیدار و بارور گردند ، 💖 شفیعی کد کنی 💖 امیر نجفی
۷ تیر ۱۳۹۹ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب، که باغ ها همه بیدار و بارور گردند بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید به آشیانه ی خونین دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت که موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد؛ پیام روشن باران، زبام نیلی شب، که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد. ز خشک سال چه ترسی! ـ که سد بسی بستند: نه در برابر آب، که در برابر نور و در برابر آواز و در برابر شور ... در این زمانه ی عسرت، به شاعران زمان برگ رخصتی دادند که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله سرودها بسرایند ژرف تر از خواب زلال تر از آب. تو خامشی، که بخواند؟ تو می روی، که بماند؟ که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟ از این گریوه به دور، در آن کرانه، ببین: بهار آمده، از سیم خادار، گذشته. حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست! هزار آینه جاری ست. هزار آینه اینک، به همسرایی قلب تو می تپد با شوق. زمین تهی ست ز رندان، همین تویی تنها که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی. بخوان به نام گل سرخ، و عاشقانه بخوان: "حدیث عشق بیان کن، بدان زبان که تو دانی" محمدرضا شفیعی کدکنی 💖 خوانش امیر نجفی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
