پادگرد
کاور حسین منزوی | آنگونه مست بودم
حسین منزوی | با صدای خودش

حسین منزوی | آنگونه مست بودم

۹ بهمن ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: آنگونه مست بودم ▨ شاعر: حسین منزوی ▨ با صدای: حسین منزوی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز __________ آن‌گونه مست بودم که از تمامِ دنیا تنها دلم هوایِ تو را کرده بود می‌گفتم؛ این عجیب است این‌قدر ناگهانی دل بستن از من که بی‌تعارف دیری است زین خیلِ ورشکسته کسی را در خوردِ دل نهادن پیدا نکرده‌ام تب کرده بود ساعتِ پاییزی‌ام وقتی نسیم وسوسه‌ام می‌کرد عطری زنانه در نفسش داشت می‌گفتم؛ این نسیم، بی‌تردید آغشته با هوایِ تنِ توست وین جذبه‌ای که راهِ مرا می‌زند حسّی به رنگِ پیرهنِ توست آن‌گونه مست بودم که می‌توانستم بی‌پروا از خوابِ نیم‌شب بیدارت کنم تا رازِ ناگهانِ مرا باران و مه بدانند و می‌توانستم در جوی‌هایِ گل‌آلود وضو کنم و زیرِ چترِ بسته‌ی باران ساعت‌ها، ساعت‌ها رو سویِ هرچه هست نماز بُگزارم آن‌گونه مست بودم که می‌توانستم حتی به گزمگان نامِ تو را بگویم – آرام و مهربان و صبور از برگ‌هایِ نیلوفر شولایِ بی‌نیازی بر تن با پِلک‌هایِ افتاده پیشانیِ درخشان و گونه‌هایِ رنگ‌ پریده چونان به نیروانا تأنیثی از دوباره‌ی بودا باری تصویرِ تو، همیشه‌ترین بود بانویِ شعرهایِ مه‌آلود

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.