پادگرد
کاور هوشنگ چالنگی | میراث
هوشنگ چالنگی

هوشنگ چالنگی | میراث

۵ مهر ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: میراث ▨ شاعر: هوشنگ چالنگی ▨ با صدای: هوشنگ چالنگی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ نمی‌توانم گفت، با تو این راز نمی‌توانم گفت - در کجای دشت، نسیمی نیست که زلف را پریشان کند- آرام! آرام! از کوه اگر می‌گویی آرام‌تر بگوی! بارِ گریه‌ای بر شانه دارم! برکه‌ای که شب از آن آغاز می‌شود ماهی اندوهگین می‌گردد و رشد شبانه‌ی علف پوزه‌ی اسب را مرتعش می‌کند آرام! آرام! از دشت اگر می‌گویی گیاهی که در برابر چشم قد می‌کشد در کدامین ذهن است به جز گوسفندی که اینک! پیشاپیشِ گله می‌آید آه می دانم ! اندوه خویشتن را من صیقل نداده‌ام! بتاب، رویای من! بر گیاه و بر سنگ، که معراج تو را آراسته‌ام من. گرگی که تا سپیده‌دمان بر آستانه‌ی ده می‌ماند بوی فراوانی در مشام دارد! صبحی اگر هست بگذار با حضور آخرین ستاره در تلاوتی دیگرگونه آغاز شود. ستاره‌ها از حلقومِ خروس تاراج می‌شوند تا من از تو بپرسم! اکنون، ای سرگردان! در کدام ساعت از شبیم؟ انبوهیِ جنگل است که پلکِ مرا بر یالِ اسب می‌خواباند و ستاره‌ای غیبت می‌کند تا سپیده‌دمان را به من باز نماید. میراثِ گریه، آه در قوم من سینه‌به‌سینه بود. ▨ هوشنگ چالنگی مهر ماه ۱۳۴۶ از کتاب مجموعه کامل اشعار هوشنگ چالنگی چاپ افراز صفحه ۲۵۱ ــــــــ تذکر: متن خوق منطبق بر خوانش شاعر است و با متن چاپ شده در کتاب، کم و بیشی‌هایی دارد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.