پادگرد
کاور هوشنگ ابتهاج | نگاهت می‌كنم خاموش و خاموشی زبان دارد
هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج | نگاهت می‌كنم خاموش و خاموشی زبان دارد

۲۶ دی ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: نگاه ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد چه خواهش‌ها در این خاموشیِ گویاست، نشنیدی؟ تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد بیا تا آنچه از دل می‌رسد بر دیده بنشانیم زبان‌بازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد چو هم‌پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا که جفت جان ما در باغِ آتش آشیان دارد اَلا ای آتشین‌پیکر! بر آی از خاک و خاکستر خوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان دارد زمان‌فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم زهی این عشق عاشق‌کش که عهد بی‌زمان دارد ببین داس بلا ای دل، مشو زین داستان غافل که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد درون‌ها شرحه‌شرحه است از دم و داغ جدایی‌ها بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد دهان سایه می‌بندند و باز از عشوه‌ی عشقت خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد ▨ هوشنگ ابتهاج (متخلص به هـ. ا. سایه)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.