

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: آه آینه ( او را ز گیسوان بلندش شناختند) ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــ او را ز گیسوان بلندش شناختند ای خاک! این همان تنِ پاک است؟ انسان همین خلاصهٔ خاک است؟ وقتی که شانه میزد انبوهِ گیسوانِ بلندش را تا دوردستِ آینه میراند اندیشهٔ خیالپسندش را او با سلام صبح خندان، گلی ز آینه میچید دستی به گیسوانش میبرد شب را کنار میزد خورشید را در آینه میدید اندیشهٔ بر آمدنِ روز بارانی از ستاره فرو میریخت در آسمان چشم جوانش آنگاه آن تبسمِ شیرین در میگشود بر رخِ آیینه از باغ آفتابی جانش دزدان کور آینه افسوس آن چشم مهربان را از آستان صبح ربودند آه ای بهار سوخته! خاکسترِ جوانی تصویرِ پر کشیدهٔ آیینهٔ تهی با یاد گیسوان بلندت آیینه در غبار سحر آه میکشد مرغانِ باغ بیهده خواندند هنگامِ گل نبود ▨ هوشنگ ابتهاج مختلص به هـ.ا.سایه از دفتر آهی و راهی Hosted on SHENOTO
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

