

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شب سیزدهم | غربت مغاکحالا شاید ساعتی مانده تا «إذا وَقَعَتِ الواقِعَه». هنوز مانده تا «رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا»از الان که شانه های زینب نباید بلرزد و کمرش که نباید خم شود. زینب که نمی تواند ببیند برادرش را دوره می کنند و از پشت ذوالجناح بر زمینش می زنند و بر سرش می ریزند. زینب که نمی تواند ببیند او را تشنه شهید می کنند.آقا به خاطر زن و بچه ها هم که شده، باید کمی برود آن دورترها، نکند يك وقت صدای ناله اش را بشنوند و از خیمه ها بیرون بریزند .... آقا باید غریبانه برود آن دورترها و خودش باشد و خدا و آن جماعت نامرد.تهیه شده در «گروه پادکستهای همیشه در میان»حمایت شده از سوی «هایوب» برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



