

نشست اورهان ولی
۱۸ خرداد ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 35 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دوازدهمین سلسله نشست های شعر جهان با موضوع تحلیل شعر غریب ترکیه و جایگاه اورهان ولی در مجموعه فرهنگان رازی با حضور علاقمندان برگزار شد. خود نوشت زندگینامه ی شاعر سرآغاز نشست وی گشت؛ مرگش در 36 سالگی به دلیل ضربه مغزی اتفاق افتاد.وی شاعر، داستان نویس، طنزپرداز و مترجم هایکو و شعر فرانسه به شمار می رود. از ایشان 7 کتاب به فارسی برگردانده شده است و همچنین در چندین سایت از وی شعر ترجمه گردیده است. نخستین کتاب شعر از اورهان ولی کار استاد احمد پوری " تو خواب عشق می بینی من خواب استخوان" می باشد. دومین مجموعه به ترجمه شهرام شیدایی (118 شعر)، از پر تعدادترین اشعار و مهمترین شان( بخاطر دارا بودن مانیفست شعر غریب)اورهان ولی هست. مانیفست شعر غریب و اورهان ولی، به پاخیزیدن در برابر شعر دیوانی و زبان کهنه ی نشان گرفته از شعر فارسی و شعر عرب با هدف از هم پاشاندن آن؛ می باشد. اورهان می گوید: ای کاش بتوانم زبان تازه ای بیاورم! تفاوت نقش اورهان در شعر ترکیه با نیما در چندین نکته نهفته است. نخست اینکه نیما از شعر وزنی فرانسه به شعر نوی فارسی می رسد. در شعر نیمایی وزن عروضی دیده می شود. او همچنان نیم نگاهی به زبان و قالب هایش دارد. در مقابل اورهان با سوررئال ها آشنایی داشته و کلا به درهم ریختن زبان شعری با نگرشی کاملا نو اقدام کرده است. اورهان به دنبال بی زمانی بود و بر این باور بود که شعر هم باید همانند انسان که طبیعی و هر روز زندگی می کنیم باشد و دور از کهنگی و با بکار بردن طنز و لحن به این خواسته اش رسید. نمونه ی چنین دیدگاهی در ادبیات نثر فارسی در کارهای جلال آل احمد، صادق هدایت و صادق چوبک به چشم می خورد. اما در ادبیات شعری تا پیش از سال 1370 کمتر شعر طنزآلود روزمره، دم دستی و ساده و کوتاه دیده و به رسمیت شناخته می شود. این دست سرایش شعر بوسیله مترجم- شاعرهای دوزبانه به ادبیات ایران راه باز می کند. کسانی مانند شهرام شیدایی، رسول یونان که ترکی استانبولی می دانسته اند. همگام با این دست دگرگونی ها در زبان شعری مردم روزمره جایگزین اشخاص عالی مقام گشتند. در پی آن تغییر زبان و محتوای شعر و سپس ارتباط آن با زندگی بن مایه آثار گردید. برای بهتر جا افتادن موضوع بابک بهاری برای اهمیت کلمه در ترجمه و...با خواندن شعر :جیب سوراخ، جلیقه سوراخ/ /سرآستین سوراخ ردا سوراخ/تنبان سوراخ پیراهن سوراخ/مگه آبکشی برادر/ با توجه به اینکه بعضی از مترجمین کلمه کفگیر را آورده بودند.با نشان دادن کفگیر و آبکشی و تفاوتشان بلحاظ بار فرهنگی شان(مثل آبکش سوراخ سوراخت می کنم و...)حضار را غافلگیر کرد. ایشان به بررسی این دو واژه و مقایسه ی این شعر بوسیله چند مترجم پرداخت. پیکره ی شعر کهن مانند غزل از پیش تعریف شده و همه ی زیر و بم های آن بر خواننده آشکار است اما شعر نو باید خود خودش را توضیح دهد؛ موسیقی در کارهای احمد شاملو، حجم در آثار یدالله رویایی و شعر متفاوت هوشنگ ایرانی نمونه های برجسته ای هستند که برای درک بهتر آن نیاز است پیش از خوانده شدن جریان به خوبی به خواننده توضیح داده شود. بابک بهاری در ادامه از زبان اورهان می گوید: :" شعر، هنر سخن گفتن است که با سخن گفتن معمول فرق دارد. هنریست که همه ی ویژگی اش در شیوه ی کاربرد آن است. یعنی معنا! معنا یعنی بدون در نظر گرفتن پنج حس مغز را نشانه می گیرد". در شعر کهن کشور ترکیه قافیه در حقیقت یادآور مصرع های پیش تر بوده است، شاید سرچشمه ی ناسازگاری های شعر نو و کهن نیز همین جا باشد. مهارت قافیه سازی و ذاتی نبودن اش از دیدگاه و بکارگیری همه ی گنجایش های زبانی برای دگرگون کردن آن. لحن در آثار اورهان به جنگ جهان پیچیده می رود؛ بکارگیری لحن متناسب با هر شعر کاریست بس دشوار و مترجم می بایست لحن مناسب را بیابد که گاه می تواند زبان روزمره و گاه زبان معیار باشد و این یعنی هنر ترجمه.باری در باره اورهان ولی و حتیتاثیرش بر شعر فارسی نکات بسیاری گفته شد که از حوصله این مقال خارج است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



