پادگرد
کاور گوش نیوش: زندگی جنسی جهنمی
گوش نیوش های دکتر شیری

گوش نیوش: زندگی جنسی جهنمی

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

هم اکنون بشنوید مثل خانم دکتر ص نباشید۱) چهارده سال در دانشگاه تهران، دانشکده فنی و هنرهای زیبا و دانشگاه علوم و تحقیقات تدریس بهداشت جنسی کردم البته به بهانه درس تنظیم خانواده۲) معتقد بودم نخبگان مملکت حق دارند زندگی جنسی سالم و بدون خرافه داشته باشند که از یک منبع امن علمی نشات بگیره نه سایت ها پ و ر ن و …که اعتماد به نفس جنسی همه بچه های مملکت را له له میکند۳) تو دانشکده فنی کار به جایی رسیده بود که سالن چمران هفتصد نفره شده بود کلاس درسیم ! کلی از پسرهای شریف و پلی تکنیک هم میومدند سرکلاس و من آنچه که از سلامت جنسی، رفتار جنسی سالم و ناسالم، فانتزیهای درست و انحرافات جنسی و … بود با رسم شکل به بچه ها درس میدادم که با اون انرژی خداداشان بروند زندگی کنند، صفا کنند، نه سرخوردگی بکشند تو ازدواجهاشون بعدا۴) یک معاون دانشجویی بود تو دانشكده فنی که حالا اسم نمیبرم، خانم مهندس ص که بالاخره بعد از اون یک ذره محبوبیت بین بچه ها زیرآبم را زد ! رفته بود به مدیران دانشکده گفته بود دکتر شیری ابتذال درس میده ! مصداق واقعی مغزهای کوچک زنگ زده که نگاهش در دانشگاه تهران در دهه هشتاد ، شبیه بعضی معلم پرورشیهای سال ۶۱ بود که نهایت دغدغه شان كشف نوار کاست ليلافروهر تو‌ کیف بچه ها بود الغرض، دانشکده اول ازم تقدیر به عمل آورد ( اون تقدیرنامه بعدا کمک کرد اپلای کنم دانشگاه اسکس😉) ، یک سکه بهار آزادی هم خانم دکتر تحویلداری از مركز بهداشت دانشگاه بهم هدیه دادند ولی آموزش اسمم را از لیست اساتید مهرماه اون سال خط زد ؛ یک ترم هم بهم درس ندادند بعدش فرستادنم دانشکده هنرهای زیبا؛ و فصلی زیبا از زندگی استادی من شروع شد. علیرغم اون محبوبیت، کسی پام وانیستاد و این درس بزرگی برایم شد که زندگی حرفه ایم را تکان داد.۵) مردم ما جایی زندگی جنسی سالم نمی‌آموزند، حتی الانش هم منابع درست گیر نمیاد، سوال هم نمیپرسند، مردم چون شبیه ادا‌و اصولهای پورن نیستند، فکر میکنند زن یا مرد مطلوبی نیستند، این بی ارزشی را در زیباترین لحظات زندگی عاطفی خویش حمل میکنند؛ این گوش نیوش را به احترام زنان و مردان ایرانی گفتم؛ شاید امثال اون خانم دکتر ص ها مانع تدریس اون روز امثال من شدند اما من طبیب یونگی هستم که ایمان دارم حرف درست را باید به مردم رساند تا زمانیکه حنجره کار میکنه۶) این صفحه را به بقیه معرفی کنید تا تلاش اون خانم دکتره را علیه فرزندان این دیار بی اثر کنید✌️

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.