

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: یاد آر ز شمع مرده یاد آر ▨ شاعر: علیاکبر دهخدا ▨ با صدای: ایرج گرگین ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ شاعر این شعر را به روان یار جوان و همسنگر شهیدش، میرزاجهانگیر خان صور اسرافیل پیشکش کرده. ـــــــــــــــــ ای مرغ سحر! چو این شب تار بگذاشت ز سر سیاهکاری، وز نفحهی روحبخش اَسحار رفت از سرِ خفتگان خماری، بگشود گره ز زلفِ زرتار محبوبهی نیلگونعماری، یزدان به کمال شد پدیدار و اهریمن زشتخو حصاری، یاد آر ز شمع مرده یاد آر ▨ ای مونسِ یوسف اندر این بند تعبیر عیان چو شد تو را خواب، دل پر ز شعف، لب از شکرخند محسودِ عدو، به کامِ اصحاب، رفتی بَرِ یار و خویش و پیوند آزادتر از نسیم و مهتاب، زان کو همهشام با تو یکچند در آرزوی وصال احباب، اختر به سحر شمرده، یاد آر ▨ چون باغ شود دوباره خرّم ای بلبلِ مستمندِ مسکین وز سنبل و سوری و سپَرغم آفاق، نگارخانهی چین، گل، سرخو به رخ عرق ز شبنم تو داده ز کف زمام تمکین زان نوگلِ پیشرس که در غم ناداده به نارِ شوق تسکین، از سردیِ دی فسرده، یاد آر ▨ ای همرهِ تیهِ پورِ عمران بگذشت چو این سنینِ معدود، و آن شاهدِ نغزِ بزمِ عرفان بنمود چو وعدِ خویش مشهود، وز مذبحِ زر چو شد به کیوان هر صبح شمیم عنبر و عود، زان کو به گناهِ قوم نادان در حسرت رویِ ارضِ موعود، بر بادیه جان سپرده، یاد آر ▨ چون گشت ز نو زمانه آباد ای کودک دورهی طلایی وز طاعت بندگان خود شاد بگرف
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




