

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: ای دیو سپید پای در بند (قصیدهی دماوندیه ۲) ▨ شاعر: ملک الشعرا بهار ▨ با صدای: ایرج گرگین ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ ای دیوِ سپیدِ پای در بند ای گنبدِ گیتی ای دماوند از سیم به سر، یکی کلهخود ز آهن به میان یکی کمربند تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر چهرِ دلبند تا وارهی از دمِ ستوران وین مردم نحس دیو مانند با شیرِ سپهر بسته پیمان با اخترِ سعد کرده پیوند چون گشت زمین ز جور گردون سرد و سیه و خموش و آوند بنواخت ز خشم بر فلک مشت آن مشت تویی تو، ای دماوند تو مشتِ درشتِ روزگاری از گردش قرنها پسافکند ای مشتِ زمین بر آسمان شو بر ری بنواز ضربتی چند نی نی تو نه مشت روزگاری ای کوه، نیَم ز گفته خرسند تو قلبِ فسردهی زمینی از درد ورم نموده یک چند تا درد و ورم فرو نشیند کافور بر آن ضماد کردند شو منفجر ای دلِ زمانه وان آتش خود نهفته مپسند خامش منشین سخن همی گوی افسرده مباش خوش همیخند پنهان مکن آتش درون را زین سوختهجان شنو یکی پند گر آتش دل نهفته داری سوزد جانَت، به جانْت سوگند بر ژرف دهانت سخت بندی بر بسته سپهرِ زالِ پُر فَند من بندِ دهانت برگشایم ور بگشایند بندم از بند از آتش دل برون فرستم برقی که بسوزد آن دهان بند من این کنم و بود که آید نزدیک تو این عمل خوشایند آزاد شوی و بر خروشی مانندهی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




