پادگرد
کاور قصه های کودک - غول خودخواه
قصه های کودکانه

قصه های کودک - غول خودخواه

۲۲ خرداد ۱۳۹۹ · 18 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در سر راه مدرسه‌ی بچه‌ها، باغ بزرگ و زیبایی بود که بچه‌ها پس از تعطیلی به آن‌جا می‌رفتند و بازی می‌کردند. باغ درختان سرسبز و گل‌های زیبایی داشت. غول در یکی از روزها، بچه‌ها را در باغ و در حال بازی کردن دید و به شدت عصبانی شد. غول خودخواه و مغرور به سمت بچه‌ها رفت و به آن‌ها گفت که این باغ برای من است و کسی حق آمدن به اینجا را ندارد. سپس آن‌ها را بیرون کرد و شروع به ساختن دیواری دور تا دور باغ کرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.