پادگرد
کاور آفتاب
قصه ها و داستان هایی از شبنم حکیم هاشمی

آفتاب

۱۲ شهریور ۱۴۰۳ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

حواسش بود لحنش مؤدبانه باشد و با صدای ظریفش گفت: «دوست عزیز، می‌شه یه کم خودتونو جابه‌جا کنید تا من هم بتونم آفتابو ببینم؟» دوست عزیز هیچ عکس‌العملی نشان نداد. صدای ظریف کمی بلندتر شد: «دوست عزیز، صدای منو میشنوی؟!» باز هم دوست عزیز هیچ عکس‌العملی نشان نداد و نگاهش مستقیم به آسمان بود. صاحب صدای ظریف با تمام توانی که از حنجره‌ی کوچکش برمی‌آمد بلندتر از قبل گفت: «دوست عزیز!... با شمام!...» .... متن کامل داستانک «آفتاب» را می‌توانید در این اپیزود بشنوید. نویسنده و گوینده: شبنم حکیم هاشمی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.