پادگرد
کاور دکلمه شعر «زنده باش» سروده هوشنگ ابتهاج
پادکست قاصدک شنو

دکلمه شعر «زنده باش» سروده هوشنگ ابتهاج

۱۶ آذر ۱۳۹۹ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چه فکر میکنی؟ که بادبان‌شکسته، زورق به گل نشسته ایست زندگی ؟ در این خرابِ ریخته، که رنگ عافیت، از او گریخته به بن رسیده ، راه بسته ایست، زندگی؟ چه سهمناک بود، سیل حادثه! که همچو اژدها دهان گشود زمین و آسمان، ز هم گسیخت ستاره خوشه خوشه، ریخت و آفتاب در کبودِ دره هایِ آب، غرق شد هوا بد است تو با کدام باد میروی؟ چه ابر تیره ای گرفته سینه ترا که با هزار سال، بارشِ شبانه روزهم دل تو وا نمیشود تو از هزاره هایِ دور آمدی در این درازنایِ خون فشان به هر قدم ، نشان ِنقشِ پایِ توست در این درشناکِ دیولاخ ، ز هر طرف، طنینِ گام هایِ رهگشایِ توست بلند و پست این گشاده دامگاه ِننگ و نام به خون نوشته، نامه یِ وفای توست به گوش بیستون هنوز، صدایِ تیشه هایِ توست چه تازیانه ها، که با تن تو تابِ عشق آزمود چه دارها که از تو گشت سربلند زهی شکوهِ قامتِ بلندِ عشق که استوار ماند ،در هجومِ هر گزند نگاه کن هنوز آن بلند ِدور آن سپیده، آن شکوفه زارِ انفجارِ نور کهربایِ آرزوست سپیده ای که جانِ آدمی هماره در هوایِ اوست به بوی یک نفس، در آن زلال، دم زدن سزد اگر، هزار بار، بیافتی از نشیبِ راه و باز، رو نهی بدان فراز چه فکر میکنی؟ جهان، چو آبگینه ی شکسته ایست که سروِ راست هم ، در او شکسته مینمایدت چنان نشسته کوه در کمین دره هایِ این غروب تنگ که راه ، بسته مینمایدت زمانِ بیکرانه را ، تو با شمارِ گامِ عمرِ ما مسنج به پای او دمیست، این درنگِ درد و رنج بسان رود که در نشیبِ دره سر به سنگ میزند رونده باش امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش ... شعر«زنده باش» سروده هوشنگ ابتهاج موسیقی متن: En los Confines del Silencio by Sergi Hogaku برای ارتباط با من و دیدن فیلم و عکسهای نویسندگان به کانال تلگرامی ghasedaksheno@ مراجعه کنید. ادرس ایمیل: ghasedaksheno@gmail.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.