پادگرد
کاور پناه بر امید
گفتگوی شیرین | پناهگاه

پناه بر امید

۱۷ مهر ۱۴۰۳ · 2 ساعت و 49 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سال‌های اول مهاجرتم تصور میکردم که بی پناه ترین آدم روی زمینم که حالا" باید پناهه دختر کوچولوی زیباش باشه! با گذشت زمان فهمیدم دخترم پناه من بود و هر روز نور امیدی رو در دلم روشن می‌کرد. روزهای سختی که فکر میکردم دارم از پا در میام با تمام وجود خدا رو صدا میزدم و نور امید در دلم روشن و روشن تر می‌شد. در نهایت من در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۳ مُردم و در جانا متولد شدم. جانا نامی بود که مادرم برایم برگزید ، او که از جانش متولد شدم و از مهرش جان گرفتم.شیرین و پیمان عزیز جزو اولین کسانی بودند که که من با خیال راحت رو به روشون نشستم و از تمام سال‌های سختی گفتم که از ترس قضاوت به هیچکس نگفته بودم. وقتی که حرف میزدم و نگاهم می‌کردند در چشمانشون میدیدم که راحت بگو، ما قضاوتت نمیکنیم. و من با آرامش خیال از همه ی روزهایی گفتم که تا امروز هیچکس نمیدانست. ❤️ " عوامل اپیزود هشتم: میهمان برنامه : جانا روانشناس : سمانه جهانبخشکاری از: شیرین صمدی،‌ پیمان حقانیتدوین: مهرنوش وصالی گرافیست :‌شهرام ملک زادهتهیه کننده: پیمان حقانی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.