

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
کار، برخلاف آنچه نظامهای سرمایهداری و ایدئولوژیهای مدرن القا کردهاند، نه تنها ابزار رهایی نیست، بلکه بهتعبیر کارل مارکس ، شکلی از بیگانگی است. انسان در روند تولید سرمایهداری، از محصول کار خود جدا میشود و به ابژهای در زنجیرهی ارزش تبدیل میگردد؛ نه خودش را در کار بازمییابد، نه در آن آزاد میشود. هگل گرچه کار را در فرایند دیالکتیکی بهعنوان ابزار آگاهیِ برده میدید، اما این آگاهی، در جامعهای که کار با مالکیت و قدرت گره خورده، هرگز به رهایی نمیرسد. نیچه حتی یک گام فراتر میرود: کار را اخلاق بردگان میداند؛ نوعی ارزشگذاری تحمیلی برای حفظ وضع موجود و سرکوب غریزهی آفرینش و خویشتنسازی اصیل. در نگاه جورجو آگامبن ، انسان معاصر نه کارگر صرف، بلکه به وضعیت «زیست برهنه» تقلیل یافته؛ انسانی که در نظم بایگانیشدهی نهادها تنها مجاز است زنده بماند، نه زیستن را تجربه کند. حتی کانت که بر خودآیینی انسان تأکید داشت، نمیتوانست بپذیرد که در جامعهای که ارزش فرد از طریق بهرهوریاش تعریف میشود، آزادی اخلاقی ممکن باشد. کار، در شکل امروزش، نه بستر آفرینش، که مکانیزم مهار است. به قول نیچه، «بیشتر کار برای این است که فکر نکنیم». پس شاید رهایی نه در کار، که در امتناع از آن باشد. در این اپیزود سعی کردم بحث کار را باز کنم و بگویم چگونه کار در طول تاریخ به ابزار استثمار تبدیل شده و چگونه میتوان از این استثمار خودخواسته رها شد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





